انجمن دانشجویی سروش اندیشه
دانشجویان دانشگاه ازاد اسلامی واحد دزفول
از کاغذ برخاسته
و در برابر سينه استبداد
نشانه رفته است
ما تنها نبوده ايم
هيچگاه تنها نبوده ايم
آنک تلاش و خروش خلق
ولي اين بار
سپاهياني با سلاحي ديگر
به ياري رسيده اند
دوستان !
به آن کارگر حروفچين از من پيام بقرستيد
حروف را آماده کن
آزادي از راه مي رسد سیاوش کسرایی مى خواستم شعرى براى جنگ بگویم
دیدم نمى شود
دیگر قلم زبان دلم نیست.
گفت:
باید زمین گذاشت قلم ها را
دیگر سلاح سرد سخن كار ساز نیست
باید براى جنگ لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ ساعت ۱۷ جلسه هم اندیشی دانشجویی با حضور دکتر شیروی موسسه گفتگوی اندیشه دزفول مي كشد ديوانه واري در چنين هنگامه روي گام هاي كند و سنگينش پيكري افسرده را خاموش. مرغ باران مي كشد فرياد دائم: - عابر! اي عابر! جامه ات خيس آمد از باران. نيستت آهنگ خفتن يا نشستن در بر ياران؟ ... با حضور دكتر اسماعيل بربطي چهار شنبه ۲۹/۷/۸۸ ساعت ۱۳ـ۱۶ سالن همایش شیخ انصاری احمد شاملو قیصر امین پور

این دفتر خالی
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
...
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آفتاب می گذرد
- متبرک باد نام تو -
و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را...
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |



